امروز تولدمه،

زندگی رو مرور نمیکنم، آینده رو تصور نمیکنم ، فقط همین حالا رو میبینم.


جشن نگرفتن بهتر از جشن بد گرفتنه ، راستش این جشن نیست که مهمه، این احساس منه که مهمه.

خیلی داره این روزا خوش میگذره ، سلامتی و شادی و روزای سرد و اتاق گرم.

یه بخشی از ذهنم داره به چیزایی فک میکنه که دوست داشت الآن می‌بود. یه بخش دیگه به چیزایی فک میکنه که هست. 

گاهی آدم خودشو مقایسه میکنه با هم سن و سالاش و احساس حسرت داره ، گاهی احساس پیروزی داره ، گاهی احساس امید پیدا می‌کنه و به خودش میگه: اگه اون داره پس منم میتونم داشته باشم...

خداروشکر که به این دنیا اومدم...امیدوارم خودش یه روزی منو به پاسخ برسونه که ما وقتی عدم بودیم چه نیازی به وجود داشتیم؟

شاید سن فقط یه عدد باشه ولی یه احساس قوی ، به این عدد من معنی داده❤. برای اونی که باید معنی داشته باشه هم داره.